تبليغاتX
...ناگهان تُرد می شوم
دیشب خواب دیدم که

.

.

.

پ.ن:کاش از خواب ام به بیداری ام هبوط میکردی!

+ نوشته شده در سه شنبه بیست و هشتم آبان 1387ساعت توسط |

بچه که بودم دلم میخواست زود بزرگ بشم،همیشه دلم میخواست دنیای ناشناخته ی!! بزرگتر ها رو تجربه کنم!چه قدر تند گذشت...به هر مقطعی که میرسیدم دلم میخواست زود تموم بشه و...دبستان که بودم چقدر دلم میخواست برم راهنمایی! و .......

همیشه می گفتم اووووووووه کی میرسم به....

و انگار امروز به تمام دلتنگی ها و دغدغه ها رسیدم بدون ذره ای صبر!

و امسال یه مقطع دیگه تموم میشه..و من باز بی صبرانه منتظر سالهای آینده هستم.

و هر چه فکر میکنم؛نمیدونم اون چیزی که همیشه میخواستم هستم یا نه؟!!

پ.ن: برای اومدن به این دنیا هم یک ماه عجله کردم!!

پ.ن:دیروز (20/آبان/87)برامون چشن فارغ التحصیلی گرفتند!(البته ترم بعد تمومیم)

پ.ن:وقتی همه با هم سوگند نامه میخوندیم یه حس خاص داشتم؛که اصلا قابل توصیف نیست!هر چه بود اصلا شیرین نبود....

**کاش به زمانی بر میگشتم که تمام غمم شکستن نوک مدادم بود.(دکتر شریعتی)**

 


قابل توجه دوستان:چند روزه کد تایید برای گذاشتن کامنت(در بلاگفا) برام قابل رویت نیست!

+ نوشته شده در سه شنبه بیست و یکم آبان 1387ساعت توسط

21 سال و اندی ...

کسانی آمدند و رفتند و از من گذر کردند و......

بعضی در من ماندند و مرا ساختند...

بعضی دفع شدند...

بعضی سایه ام شدند...

و بعضی همراهم شدند...

وبعضی فقط آمدند!

و بعضی بدون اینکه بفهمم آمده اند رفتند...

و تو...هیچکدام نشدی!

ولی ناشیانه تا عمق استخوانم فرو رفتی!

پ.ن:چه قدر زود گذشت...ولی امسال چه قدر کُند میگذره!(سال خورشیدی نه! سال تحصیلی!!!)

پ.ن:این روزا به سختی تُرد میشم شاید..........شدیدا در یه فیگور جدید گیر کردم!

میترسم.... میترسم اهداف متعالیم نامتعالی بشه!اصلا حوصله ی شاعرانه حرف زدن ندارم...اصلا بی خیال..میخوام حرف بزنم...میترسم..نمیخوام بزرگ بشم..از اعداد میترسم...از آدم های بزرگ میترسم...از بزرگ شدن میترسم...از کمک کردن میترسم...از شغلی که باید در آینده داشته باشم میترسم...فکر نمیکردم زندگی اینقدر جدی است...چه بی پروا و گستاخانه به همه چیز نگاه میکردم..میخواهم کودکی ام را حفظ کنم...حوصله ی تُرد شدن هم ندارم...حوصله ی حرف زدن هم ندارم! میخواهم دیوانگی کنم...

کاش میشد آینده را دید!

+ نوشته شده در جمعه هفدهم آبان 1387ساعت توسط |