تبليغاتX
...ناگهان تُرد می شوم

 

كو ابراي سفيد؟

كاش يه كم بارون بياد

آسمون پر شده از ابراي سياه

و

من مي ترسم

يه ستاره وسط ابرا مدام چشمك مي زنه

باز هم مي ترسم

كاش حقيقت داشتي

كاش چشم داشتي

و مي نشستم؛

اينقدر زُل مي زدم تو چشمات

كه با نگاهت تجزيه بشوم....

.

كو ابراي سفيد؟

كاش يه كم بارون بياد.......

پ ن:من و حادثه از هم گريزانيم ولي به خوبي از هم عبور ميكنيم.

 

+ نوشته شده در دوشنبه چهارم تیر 1386ساعت توسط |